تبلیغات
احساس غزل جون و نازنین جون.. - دیگه از دست تو و ترانه هات ، خسته شدم

احساس غزل جون و نازنین جون..


دیگه از دست تو و ترانه هات ، خسته شدم

دیگه از شنیدن رنگ صدات ، خسته شدم

چه جوری بگم؟ هنوز خیلی دوست دارم ولی

انگار از بیشتر از این بودن باهات ،خسته شدم

منی كه عمرم و زندگیم تو چشمای تو بود

باورت نمیشه ، از رنگ چشات، خسته شدم

انقدر نگام نكردی كه دیگه زد به سرم

از اون آتیش خوابیده تو نگات ،خسته شدم

تو به من میگی بی انصافم و حق داری بگی

با كدوم بهونه بنویسم ؟ برات ، خسته شدم

انقدر آب و هوا عوض كردی كه من

آخر از دست همون آب و هوات ، خسته شدم

گفتم : این كارو نكن ، كردی و رفتی و ببین

دیدی آخر از تموم اون كارات، خسته شدم

حرفات انگار ، دیگه روی دل من، نمی شینه

انقدر عوض شدی كه من بجات، خسته شدم

رشب و روزات مثه روز و شبای قدیم نبود

از دس ، تفاوت روز و شبات ، خسته شدم

دیگه فرقی نداره ، پیشت باشم ، یا نباشم

تو یه بی تفاوتی ،من از فضات، خسته شدم

دوس داری بری برودلت می خواد باشی ،بمون

من از تمام حرف و تصمیمات خسته ، شدم

یه روزی غریبه ای یه روزی آشنا، من از

بازی زشت غریب آشنات ، خسته شدم

توچی فكركردی خیال كردی من عاشق می مونم

من از این فكرای غرق ادعات ، خسته شدم

چقدر ببخشمت ؟؟؟ من دیگه چیزی ندارم

بخدا ! از دست این همه خطات ، خسته شدم

روزی صد تا غم و غصه توی قلبم می ذاری

منم آدمم از این درد و بلات ، خسته شدم

تو خودت من و نخواستی، من گناهی ندارم

از دس اون چشمای دور از وفات، خسته شدم

TinyPic image

وقتی قرار شد من بیقرار تو باشم و تو تنها قرار زندگیم باشی ... از هر چی قرار است غیر تو باشد خواهم گذشت